header photo

شکست انتخابات رژیم و پیآمد های اقتصادی آن

دکتر محمد حسین یحیایی

 شکست انتخابات رژیم و پیآمد های اقتصادی آن

انتخابات برنامه ریزی شده، مبهم و پر از تقلب و بی اخلاقی رژیم با همه فعالیت های تبلیغی آن که گاهی با تهدید و گاهی دیگر با درخواست و تقاضا و با استفاده از همه ابزار ها تا باورهای مذهبی که گاهی با خرافات آمیخته بود به پایان رسید و رژیم ولایت با همه تلاش های خود با شکست سخت و با سیلی محکم مردمی روبرو شد که تا آن روز بی سابقه بود.

 زیرا رژیم بر این باور بود که تعداد قابل قبولی را به پای صندوق های رای خواهد کشاند و با استفاده از آن مشروعیت خود را فریاد خواهد زد، در حالیکه آنگونه نشد و تعداد کثیری از مردم بویژه در شهر های بزرگ و سرنوشت ساز در اقتصاد و سیاست در خانه ماندند و در نمایش رژیم ساخته شرکت نکردند و همزمان نفرت و انزجار خود را از رژیم ولایت که سایه ارتجاع و خرافات را بر گستره کشور گشوده و گسترده، به نمایش گذاردند.

دست اندر کاران رژیم از فردای انتخابات نتایج را بصورت قطره چکانی و با دستکاری فراوان اعلام کردند و گفتند 41 درصد در انتخابات شرکت کردند که نمی تواند واقعیت داشته باشد، زیرا افرادی مانند «محمد حسن قدیری ابیانه» که خود از ذوب شدگان در ولایت است با خشم و عصبانیت در صدا و سیما گفت: آمار 41 درصد واقعی نیست و من می گویم اگر 10 درصد هم شرکت می کردند که نکردند ! ارزشمند است!!

البته رقم 41 درصد به این دلیل اعلام شد که «خامنه ای » 22 سال قبل در نماز جمعه تهران گفته بود. ننگ است که در کشور هایی 35 تا 40 درصد در انتخابات شرکت می کنند زیرا مردم در آن کشور ها به سیاستمداران خود اعتماد نمی کنند و این مایه افتخار ماست که در کشور ما 75 تا 80 درصد از مردم در انتخابات شرکت می کنند.

 هر چند در برخی از شهر ها نمایندگانی با 5 الی 6 هزار رای وارد مجلس رژیم ساخته شده اند که مشخص نیست چگونه عنوان نمایندگی مردم را حمل خواهند کرد و یا در تهران بزرگ با بیش از 7 میلیون رای (عباس جوهری، معاون سیاسی استاندار تهران واجدین شرایط را برای رای بیش از 7 میلیون 775 هزار در تهران اعلام کرد) ، نفر اول (محمود نبویان  مرتجع و واپسگرای مارک دار) با کمتر از 600 هزار رای نمایندگی کدام مردم را خواهد داشت ؟ رژیم ولایت با مهندسی انتخابات این بار برای خالص سازی بیشتر، خود زنی کرد و به پای خود شلیک نمود. نفرات اول تا چهارم ( نبویان،ثابتی، رسایی، قالی باف ) که با محاسبات آرای باطله کمتر از 8 درصد رای جمع کردند، از افراد ارتجاعی و رشد یافته مکتب «مصباح یزدی» و از مرتجعین مارک دار و نشانه دارند که با جمهوریت رژیم همواره مسئله داشتند و دارند و خواهان برپایی حکومت اسلامی اند.  

یکی از نمایندگان مجلس یازدهم «سمیه محمودی» نماینده شهرضا با اعتراض به شیوه انتخابات و تقلب در آن می گوید: خروج کارت ملی از شهرستان خودم را مطلعم که به شهرستان های مجاور فرستاده شدند تا به جای آنها رای بدهند، گاهی چند بار رای صادر شده، البته پول پاشی و خرید و فروش رای از صد هزار تا یک و نیم میلیون تومان انجام گرفته (ایران وایر) البته افراد دیگری هم از گستردگی تقلب در انتخابات سخن گفته اند. گروهی هم بحران اقتصادی را عامل موثر در عدم استقبال مردم از انتخابات دانستند که در راس آنها می توان از «قالی باف» رئیس کنونی مجلس نام برد که می گوید: اگر وضع اقتصادی کشور رونق داشت و بد اخلاقی های سیاسی نبود، نرخ مشارکت در انتخابات متفاوت می شد، البته ایشان بدون شرمساری از وضع موجود که خود نیز در آن سهم بزرگی دارد به نقد شرایط می پردازد! «اسماعیل کوثری» از سرداران مجلس نشین و واپسگرا هم فریاد بر می آورد که کشور های جهان می توانند از تجربه انتخابات در ایران استفاده کنند، از کدام تجربه کسی نمی داند.

 البته هستند افرادی که از انتخابات پر شور و حماسی هم سخن می گویند که البته این افراد هم با پرش به جلو همه شرایط را مطلوب و گاهی حماسی می نامند، شرایط سخت و دشوار اقتصادی و مدیریتی دزد پرور را مثبت ارزیابی می کنند و سخن از رسیدن به قله و رکورد به میان می آورند. در این راستا سخنان بی پایه و اساس «خامنه ای» جلب توجه ای کند که بعد از برگزاری انتخابات شکست خورده می گوید: مردم حماسه آفریدند و با مشارکت پر شور و جهادی خود از نظام حمایت کردند.

 در پی آن «حسین سلامی» فرمان ده انشاء خوان در هر مراسمی هم، پا به میدان می گذارد و می گوید: مشارکت مردم تنها رای دادن نیود بلکه حضور مردم پای صندوق های رای استکبار را درهم شکست، مردم انتخابات را با هنرمندی و نشاط به نفع اسلام و انقلاب به پایان رساندند.

 ولی واقعیت چیز دیگری است، کشتی اقتصاد کشور در گل نشسته، مداحان اقتصادی رژیم در همه دوران مانند (مسعود نیلی، موسی غنی نژاد، سعید لیلاز و...) هنگام تشریح موقعیت اقتصادی رژیم بغض می کنند و سخن از نابودی اقتصادی به میان می آورند، نیلی می گوید: مام میهن در حال نابودی است، نظام اقتصادی بر غارت استوار است و باید گفت: ولی فقیه صاحب کشور است! و غنی نژاد هم می گوید: اقتصاد کشور گرفتار سرطان و مرگ تدریجی است، دیگر راه برون رفت و بهبود متصور نیست!

پی آمد این انتخابات شکست خورده در حوزه اقتصاد بیشتر از دیگر حوزه ها خود را نشان خواهد داد، اختلاف دزدان، فاسدان و رانت خواران رژیم را بیشتر خواهد کرد. فرار سرمایه از کشور بیشتر از گذشته شتاب خواهد گرفت. یکی از عوامل موثر در سرمایه گذاری بلند مدت امنیت اجتماعی و سیاسی در جامعه است. در کشوری که با این همه تلاش، تهدید، استثمار باور های مذهبی، تشویق و امتیاز، درصد اندکی در انتخابات شرکت می کنند، نشان می دهد که تامین کننده امنیت سرمایه نخواهد بود و خود رژیم هم با گستردگی آپارات، کسری شدید بودجه و هزینه های فراوان نظامی و امنیتی قادر به سرمایه گذاری نیست.

در نتیجه اوضاع تیره و تاری در افق مشاهده می شود و اقتصاد در اسارت سیاست رو به نابودی پیش می رود و این انتخابات که بیشتر به نمایش تکراری و خسته کنند شباهت داشت این نابودی را تسریع خواهد کرد. گسترش بحران اقتصادی از همان ساعات اولیه روز جمعه 11 اسفند خود را نشان داد و ارزش پول ملی (ریال) در مقابل ارز های خارجی رو به کاهش گذاشت و در چند روز بعدی هر دلار ایالات متحده به مرز 61 هزار تومان رسید که انعکاس آن را در افزایش قیمت ها در آینده نزدیک مشاهده خواهیم کرد.

در نتیجه خالص سازی رژیم برای برپایی حکومت اسلامی در فرایند خود به نابودی صنایع نیمه جان و کاهش تولیدات اندک کنونی خواهد انجامید و دست نیروهای مسلح را بیشتر از گذشته باز خواهد کرد. این روند بیشترین ضربه را به اقتصاد وارد خواهد کرد. زیرا اقتصاد با دستور و فرمان پیش نمی رود، اقتصاد و رشد اقتصادی قانونمندی خود را دارد، به مدیران لایق، کاردان و توانا و همبستگی و مشارکت مردمی نیاز دارد که باید در آن فعالین اقتصادی و سیاسی مسئولیت پذیر باشند و اعتماد سازی کنند.

یکی از دستآورد های مهم خالص سازی رژیم که از سال 1398 سرعت بیشتری گرفته، گزینش افرادی در مدیریت کشور است که هیچگونه توانایی، هنر و دانایی آن را ندارند. قوه اجرائیه بدست امام صادقی ها و قوه مقننه بدست افراد سپاهی و کوتوله های سیاسی افتاده که با انتخابات اخیر اوضاع بمراتب بدتر خواهد شد.

 زیرا مردم با عدم مشارکت خود نشان دادند که هیچگونه اعتمادی به منتخبین رژیم در کادر های مدیریتی ندارند. بانک مرکزی برای کنترل بازار ارز و طلا گاهی به ارز پاشی و گاهی دیگر به طلا پاشی روی می آورد و «خاندوزی» وزیر اقتصاد و دارایی و سخنگوی اقتصادی دولت از رشد اقتصادی و مهار موتور های خلق تورم تا حد مطلوب سخن می گوید، که با واقعیت بازار همخوانی ندارد و این در حالی است که «مخبر» معاون اول رئیس جمهور مایوس و ناتوان از جوابگویی به توده های مردمی می گوید: ما (دولت) بازار را در شب عید کنترل نخواهیم کرد. خود بازاری ها این کار را بکنند. این در حالی است که از یک طرف تورم با سرعت و شدت بیشتری به پیش می تازد و از سوی دیگر مصرف عمومی به دلیل کاهش قدرت خرید به همان شدت کاهش می یابد.

کوتاه سخن اینکه رژیم با خالص سازی خود افراد دستچین شده ای را به مجلس فرستاده است که هیچگونه برنامه ای برای برون رفت از بحران سیاسی و اقتصادی ندارند. حتی مفاهیم اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را درک نمی کنند. نتیجه آن عمیق تر شدن همه جانبه بحران خواهد شد. شکاف در راس هرم افزایش خواهد یافت، دست و پای سپاهی ها که  در همه نهاد ها نفوذ کرده اند دراز تر خواهد شد و سایه استبداد بیشتر از گذشته بر کشور گسترده تر خواهد شد. برای گذر از بحران همکاری، همبستگی و عزم نیرو های مترقی ضرورت تاریخی است که باید هرچه زودتر سازماندهی شود...

Go Back

Comment