به مناسب هفتاد و هشتمین سالگرد بنیانگذاری حکومت ملی آذربایجان
هیجدهم آذرماه 1402 باکو
به مناسب هفتاد و هشتمین سالگرد بنیانگذاری حکومت ملی آذربایجان
هیجدهم آذرماه 1402 باکو
سرود حکومت ملی آذربایجان
Azerbaycan Milli Hoketinin Marşi
سرود حکومت ملی آذربایجان
آذربایجان! آذربایجان!
ای وطن پر افتخار فرزندان قهرمان
در رهت جملگی به جانبازی آمادهایم
در رهت جملگی به گذشت از خونمان قادریم
جاودان باش با پرچم سه رنگ خود
جاودان باش با پرچم سه رنگ خود
هزارن جا قربان تو شد
سینهات میدان جنگها شد
سربازی که در رهت جان باخت، قهرمان شد
هر آن جانمان قربان تو باد تا تو چون گلستان آباد شوی
هزار و یک محبت بسوی تو
در سینه ام کرده مسکن
برای حفظ ناموس تو
برای سربلندی پرچم تو
برای حفظ ناموس تو
جملهء جوانانت مشتاقند
وطن پرافتخارام
وطن پرافتخارام
آذربایجان، آذربایجان.
♪♪♪
Azerbaycan Milli Hoketinin Marşi
Azərbaycan! Azərbaycan!
Ey qəhrəman övladın şanlı Vətən
Səndən ötrü can verməyə cümlə hazırız,
Səndən ötrü qan tökməyə cümlə qadiriz,
Üç rəngli bayrağinla məsud yaşa!
Üç rəngli bayrağinla məsud yaşa!
Minlərlə can qurban oldu,
Sinən hərbə meydan oldu,
Hüququndan keçən əsgər hərə bir qəhrəman oldu.
Sən olasan gülüstan, sənə hər an can qurban!
Sənə min bir məhəbbət
Sinəmdə tutmuş məkan.
Namusunu hifz etməyə.
Bayrağını yüksəltməyə.
Namusunu hifz etməyə,
Cümlə gənclər müştaqdır.
Şanlı Vətən
Şanlı Vətən!
Azərbaycan! Azərbaycan!
Azərbaycan! Azərbaycan!
«مرامنامه فرقه دموکرات آذربايجان»
مصوب نخستين کنگره فرقه دموکرات آذربايجان در دهم مهر ماه ۱۳۲٤

مقدمه
تحولات بزرگ سياسی و اجتماعی جهانشمولی که در عصر معاصر به وقوع پيوست نشان داد که دوره اضمحلال اوضاع اجتماعی پوسيده و کهنه ای که بدون در اسارت نگه داشتن ملل جهان و سوء استفاده از زحمت آنها قادر به ادامه حيات نيست، فرا رسيده است.
امروز ملل دنيا بطور آشکار زنجيرهای ظلم و جور را برای هميشه پاره نموده و می خواهند به هر قيمتی که شده آزادي هايی را که بشريت به بهای قرباني های بزرگ بدست آورده است حفظ و نگه دارند. به همين اين خاطر نيز در تمامی زمينه ها بين طرفداران دموکراسی با ارتجاع و عده ای ظالم که سعی بر حفظ حاکميت خود دارند و خلق هايی که خواستار آزادی می باشند روز به روز مبارزه ای شديد در حال اوج گرفتن است.
امروزه حتی طوايف و قبايلی که از لحاظ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به حالت ابتدايی به زندگی خود ادامه می دهند نيز بر عليه هر گونه ظلم و ستم قيام نموده و می خواهند زندگی خود را بصورت مستقل و آزاد بنا نهند.
پيروزی متفقين و نيروهای دموکراتيک بر آلمان فاشيست که در فکر تسخير جهان و کانون ارتجاع بين المللی بود نه تنها خلق های پيشرو اروپا را از وحشت و اضطراب خلاص نمود، بلکه اميد برای ايجاد دولتی دموکراتيک و آزاد را در کل ممالک دنيا منجمله کشورهای ضعيف، غير صنعتی و عقب مانده شرق را به ارمغان آورد.
آذربايجان يکی از مناطقی است که به آينده درخشان خود اميدوارد بوده و برای ايجاد نظامی آزاد و دموکراتيک آماده هر گونه فداکاری می باشد.
جنايتکاران داخلی و خـارجی که طی سده های گذشته سياست در اســارت نگه داشتن خلقمان را دنبال نموده اند، به غارت و چپاول ثروت مادی و معنوی ميليو…
«مرامنامه فرقه دموکرات آذربايجان»
مصوب نخستين کنگره فرقه دموکرات آذربايجان در دهم مهر ماه ۱۳۲٤

مقدمه
تحولات بزرگ سياسی و اجتماعی جهانشمولی که در عصر معاصر به وقوع پيوست نشان داد که دوره اضمحلال اوضاع اجتماعی پوسيده و کهنه ای که بدون در اسارت نگه داشتن ملل جهان و سوء استفاده از زحمت آنها قادر به ادامه حيات نيست، فرا رسيده است.
امروز ملل دنيا بطور آشکار زنجيرهای ظلم و جور را برای هميشه پاره نموده و می خواهند به هر قيمتی که شده آزادي هايی را که بشريت به بهای قرباني های بزرگ بدست آورده است حفظ و نگه دارند. به همين اين خاطر نيز در تمامی زمينه ها بين طرفداران دموکراسی با ارتجاع و عده ای ظالم که سعی بر حفظ حاکميت خود دارند و خلق هايی که خواستار آزادی می باشند روز به روز مبارزه ای شديد در حال اوج گرفتن است.
امروزه حتی طوايف و قبايلی که از لحاظ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به حالت ابتدايی به زندگی خود ادامه می دهند نيز بر عليه هر گونه ظلم و ستم قيام نموده و می خواهند زندگی خود را بصورت مستقل و آزاد بنا نهند.
پيروزی متفقين و نيروهای دموکراتيک بر آلمان فاشيست که در فکر تسخير جهان و کانون ارتجاع بين المللی بود نه تنها خلق های پيشرو اروپا را از وحشت و اضطراب خلاص نمود، بلکه اميد برای ايجاد دولتی دموکراتيک و آزاد را در کل ممالک دنيا منجمله کشورهای ضعيف، غير صنعتی و عقب مانده شرق را به ارمغان آورد.
آذربايجان يکی از مناطقی است که به آينده درخشان خود اميدوارد بوده و برای ايجاد نظامی آزاد و دموکراتيک آماده هر گونه فداکاری می باشد.
جنايتکاران داخلی و خـارجی که طی سده های گذشته سياست در اســارت نگه داشتن خلقمان را دنبال نموده اند، به غارت و چپاول ثروت مادی و معنوی ميليو…
یک سند تاریخی
پيام اتحاديه کارگران ايران به کارگران آذربايجان
به مناسبت اول ماه مه – ده ارديبهشت ١٣١٠

(بيانيه اول ماه مه)
پيام اتحاديه کارگران ايران خطاب به کارگران آذربايجان بمناسبت 10 ارديبهشت سال 1310 ( اول ماه مه 1931) يکی از معدود اسناد و اعلاميه های بجای مانده از کوششهای مخفی آزاديخواهانه در دوران استبداد رضاشاهی است. اين بيانيه در آستانه روز جهانی کارگر مخفيانه در تبريز تهيه و توزيع شد و شب دهم ارديبهشت سال 1310 شمسي، در محله دوه چی تبريز نسخه ای از آن بدست ماموران نظميه افتاد. بروايت اسناد موجود در سازمان اسناد ملی ايران ، کشف اين اعلاميه سبب خشم بسيار دستگاه استبداد رضاشاهی گشته و به دستگيريها و سرکوب وسيع گروهی از آزاديخواهان تبريز انجاميده است. هر چند رئيس نظميه منطقه شمالغرب – سرهنگ سيف – در گزارش خود به ايالت (استاندار) آذربايجان، انتشار اين اعلاميه را - بر طبق يک عادت جا افتاده، نخست به مامورين دولت شوروی نسبت داد، ولی چندی بعد آشکار شد که گروهی 30 نفره – که دستکم 23 نفر آنها کارگران جوراب باف، قاليباف و ... بودند- و به «فرقه کمونيست ايران» بستگی داشتند، نويسنده و ناشر اعلاميه بوده اند. گذشته از ارتجاع داخلی، روزنامه بيلديريش چاپ استانبول (شماره 53، 24 مرداد 1310) نيز همزمانی پخش اين اعلاميه در محله دوه چی تبريز با آتش سوزی انبار سلاح در اين شهر و قورخانه تهران را خاطرنشان ساخته و از اين طريق ارتجاعايران را تشويق به سرکوب آزاديخواهان آذربايجان نمود.
بیانیه بمناسبت اول ماه مه
رنجبران روی زمين متحد شويد!
اول ماه مه ( دهم ارديبهشت) روز مبارزه زحمتکشان دنيا محسوب شده و با خون هزاران کارگر امريکا و اروپا رسميت پيدا نموده است. در اين روز کا…
بیانیۀ اوّلِ ماهِ مه ۱۹۳۶ م (۱۳۱۵ ش) به قلم دکتر تقی اِرانی

متنِ زیرین، متنِ بیانیهای است که به مناسبت اوّلِ ماهِ مه ۱۹۳۶ م(۱۳۱۵ ش) در تهران نشر یافت و بهوسیلۀ دکتر تقی اِرانی، رهبرِ شهید زحمتکشانِ ایران [در ایّامِ زندان] نوشته شده و از همین جهت نیز دارای ارزش تاریخی بزرگی است. این بیانیه [ضمن پیشبینیِ داهیانۀ آغاز جنگ دومِ جهانی] یکی از اسناد مورد اتکاءِ پلیس مختاری و دادگستری رضاشاهی علیه دکتر ارانی و "گروه ۵۳ نفر" بوده است. بیانیه متضمّنِ تحلیل از وضعِ جهان و ایران در دورانِ رضاشاه و در شرایطِ نگارش این سند است.
اشاره: واژۀ "عملهها" که اِرانی در مقدمه بیانیه به جای "کارگران" بهکار بُرده، به علت منع قانونی مبتنی بر اصرار شخص رضاشاه پهلوی برای استفاده از این عنوان تحقیرآمیز بوده است و یکی از اولین و درخشانترین صفحات مبارزات موفق حزب توده ایران از بدو تاسیس، جا انداختن واژه "کارگر" به جای عمله در جامعه و فرهنگ و ادبیات و مطبوعات و قوانین ضدکارگری حاکم بوده است. از آنجا که این بیانیه از درون زندان نوشته شده، باید شرایط زمانی و مکانی دکتر ارانی و علت استفاده از این واژه رایج در آن زمان را درنظر داشت. در کتاب حماسه ۲۳ تیر (بخشی از مبارزات کارگران نفت خوزستان)، اثر ارزشمند زندهیاد فرجالله میزانی (جوانشیر) در این باره آمده است:
"طبقه کارگر پیکارجوی ایران باید گذشته خود را به درستی بشناسد و بداند که گذشتهای دردناک و در عین حال افتخارآمیز دارد. هر لقمۀ نانی که امروز از گلوی فرزند کارگر پایین میرود و هر کلمهای که او در دبستان می آموزد، حاصلِ سال ها نبردِ خونین و تلاشی پر درد وُ رنج است. در گذشته های نه چندان دور در کشور ما، به کار بردنِ کلمۀ "کارگر" قدغن بود. می…
یادداشتی چند از تاریخ پرافتخار سازمان کارگران
جعفر پیشهوری:

من از سازمانهای صنفی پیشهوران زحمتکش که از قدیم در شهرهای ایران وجود داشته است نمیخواهم بحث بکنم. اینها اگرچه در اواخر «اتحادیههای صنفی کارگری» نامیده میشدند ولی در حقیقت اتحادیهٔ کارگری بهمعنای امروزی نبوده جنبهٔ حرفه و صنفی داشتند. استادان و شاگردان هم در آن با رأی مساوی شرکت میکردند، حتی در اغلب موارد رهبری و ریاست آنها با استادان و صاحبکاران بود.
هدف آنها هم با هدف اتحادیههای کارگری توفیر داشت. اتحادیهٔ کارگران برای حفظ حقوق طبقهٔ رنجبر و مزدبگیر مبارزه میکند، اتحادیههای اصناف نظرشان حفظ منافع حرفهٔ خود بوده که در نتیجه منظور استادکاران بهواسطهٔ آنها تامین میشد.
بهطور تحقیق، اولین سازمان کارگری ایرانی اتحادیهٔ کارگران مطابع تهران است. این اتحادیه، اثنای جنگ جهانی گذشته در تحت عنوان «سندیکای کارگران مطابع» تأسیس گردیده بود.
کارگران چاپخانه موفق شده بودند اتحادیهٔ خود را رسمیت بدهند. کابینهٔ وثوقالدوله برای تعیین حدود کارگر و کارفرما نظامنامهٔ مخصوصی نوشته رسماً بهدست آنها داده بود، شاید اولین سندی است که بهواسطهٔ آن ساعت کار برای کارگر هشت ساعت تعیین گردیده است.
شدیدترین دورهٔ نهضت کارگری بهعقیدهٔ من در سابق، سال ۱۲۹۰ بوده است. در این تاریخ بود که اتحادیههای کارگری در اطراف یک مرکز واحد گرد آمده توانست در جامعه اظهار وجود بکند.
اگرچه آمار دقیقی در دست نیست ولی بهطور تقریبی میتوان گفت که عدهٔ افرادی که دور اتحادیهها گرد آمده بودند از هفت هزار نفر تجاوز میکرد. این در آن دوره نیروی شگرفی بهشمار میرفت.
در رأس شورای مرکزی سیدمحمد دهگان مرحوم قرار گرفته بود. اتح…
جشن ماه مه و شعارهای کارگران و زحمتکشان ایران
سید جعفر پیشه وری/ روزنامه ی آژیر – یازده اردیبهشت ۱۳۲۴

امروز اول ماه مه است.در تمام نقاط کره زمین، هر جا که کارگر و زحمتکش متشکل وجود دارد، هر جا که کارگر خود را شناخته شخصیت طبقاتی پیدا کرده است امروز دست از کار کشیده جشن می گیرد. اتحاد و همبستگی خود را بمعرض نمایش میگذارد.
عید اول ماه مه برای تفریح و خوشگذرانی نیست. آنرا برای تشریفات برقرار نکرده اند. این عید مبارزه است. این عیدی است که طبقه کارگر بواسطه آن زور و توانایی خود را امتحان می کند. شعارهای روزانه خود را بگوش تمام افراد زحمتکش میرساند. آن ها را به مبارزه و نبرد عادت میدهد. از این نقطه نظر عید اول ماه مه روز مانور عمومی است .
این عید بیشتر از سه ربع قرن است از طرف کارگران دنیا معمول و متداول شده است. کارگران ممالک مترقی در شرایط گوناگون مراسم آنرا اجرا کرده حتی در اغلب ممالک در اثر زدوخوردها و تصادمات گوناگون حبس و تبعید و قربانیهای فراوان هم داده است
کارگران ایران بیست و پنج سال است که در این جشن بزرگ جهانی شرکت می کنند. . در تهران ۱۲۹۹ باین مناسبت نمایش عظیمی داده شد. در مسجد سپه سالار نمایندگان کارگران سخنرانی بسیار جدی تشکیل داده آرزوهای خود را که هشت ساعت کار و حفظ قانون اساسی و مشروطیت از مواد برجسته آن ها بود اعلان کردند .
بعد از آن همه ساله حتی در روزهای تاریک و مخوف سلطنت پهلوی همه ساله مراسم اول ماه مه اجرا می شد .
پلیس مختاری این روز را یادداشت کرده بود. می دانست که روز شکار سیاسی است و در اثر تجربه فهمیده که بهر ترتیبی هست روز اول ماه مه از طرف کارگران تظاهری خواهد بود. این تظاهر به پلیس امکان خواهد داد عده ای را بدام اندازد. اگر بد…
برگزاری اولین جشن اول ماه مه پس از انقلاب 57

نخستین جشن و راهپیمایی کارگری پس از انقلاب، در روز اول ماه مه، برابر با روز سهشنبه، ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۵۸ با شرکت میلیونها تن از کارگران و زحمتکشان در سراسر کشور برگزار شد.
هفتهنامه «اتحاد»(سال اول ـ شماره ۹) به تاریخ ۱۵ اردیبهشت سال ۱۳۵۸ در گزارشی از این مراسم می نویسد:
« روز سهشنبه، ۱۱ اردیبهشت برابر با اول ماه مه، روز جهانی کارگران بود. امسال این روز در مملکت ما در شرایطی جشن گرفته شد که خلقهای ایران با مبارزات دلاورانه خود موفق شده بودند بهعنوان اولین قدم در انقلاب ضداستبدادی و ضدامپریالیستی خود، رژیم منفور و وابسته پهلوی را سرنگ.ن کنند. طبقه کارگر ایران یکی از ارکان این مبارزه بود و توانست با اعتصابات و تظاهرات شکوهمند و مقاومت قهرمانانه خود در برابر یورش دژخیمان رژیم سابق، پیروزی ملت ایران را تسریع و تضمین نماید.
بههمین مناسبت میلیونها نفر در سراسر ایران این روز تاریخی را جشن گرفتند. در تهران به دعوت سازمانهای کارگری و همچنین احزاب و سازمانهای سیاسی، راهپیماییهای باشکوهی ترتیب داده شد که طی آن کارگران خواستهای خود را مطرح کرده و بر مبارزه خود با امپریالیسم و ارتجاع و عوامل وابسته به آنان تأکید نمودند.
ساعت هفت و نیم صبح به دعوت سندیکاهای مستقل و شوراهای کارگری کارخانجات تهران و حومه، دهها هزار نفر از کارگران و فرهنگیان، دانشجویان و دانشاموزان در میدان توپخانه اجتماع کرده و از این محل در مسیر خیابانهای فردوسی، اسلامبول، شاهآباد بهطرف میدان دروازه شمیران حرکت کردند.
نماینده کنفدراسیون سراسری کارگران و زحمتکشان فرانسه نیز در این راهپیمایی شرکت داشت و بهروی یکی از پلاکارتهایی که توسط کارگران حمل می…
فرقه دمکرات آذربایجان و زبان مادری

تقریبا یک ماه پس از تشکیل «حکومت ملی آذربایجان» به رهبری سید جعفرپیشه وری(۲۱ آذر ۱۳۲۴)، «زبان آذربایجانی» بعنوان «زبان رسمی دولتی» درآذربایجان ایران اعلام شد. حکومت ملی آذربایجان در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۲۴ با حضور سیدجعفر پیشهوری اعلام کرد که از این پس «زبان آذربایجانی در آذربایجان زبان رسمی و دولتی محسوب میشود.» این مصوبه 19 دی 1324 در روزنامه آذربایجان ارگان کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان منتشر و به اطلاع عموم رسید.
مصوبه حکومت ملی آذربایجان در باره زبان مادری
روزنامه آذربایجان، ارگان فرقه دمکرات، 19 دی 1324:
«با مقصد نزدیک تر کردن خلق ما به دستگاه دولتی و عموما درک ساده تر احتیاجاتش و همچنین جهت پاکسازی راه های ترقی و تکامل زبان ملی و فرهنگ ملی مان، حکومت ملی آذربایجان قرار زیر را درجلسه خود به تاریخ 16 دی ماه (1324) قبول نموده است:
1. از امروز به بعد زبان آذربایجانی در آذربایجان زبان رسمی و دولتی محسوب می شود. قرارهای دولت، اعلان های رسمی و همچنین قرارهای صادره در حصه های قشون خلقی و لایحه های قانون مطلقا باید به زبان آذربایجانی باشند.
2. تمام اداره ها (دولتی، ملی، تجاری و اجتماعی) مجبورند که تمام مکاتبات خود را به زبان آذربایجانی بنویسند. دفاتر و مدارکی که به این زبان نوشته نشده باشند، رسمی محسوب نخواهند شد.
3. در محکمه ها همه کارها باید به زبان آذربایجانی انجام گیرند. برای کسانی که این زبان را نمی دانند، مترجم تعیین خواهد شد.
4. تابلو های تمام ادارات، موسسه ها و تجارتخانه های آذربایجان باید مطلقا به زبان آذربایجانی باشند.
5. همه سخنرانی ها و مذاکرات در تمام جلسه ها و نشست ها باید به زبان آذربایجانی باشند.
6. اشخا…
به یاد رفیق شهید انوشیروان ابراهیمی
معاون صدر کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان
رفقا، ما رفتیم، شما راه ما را ادامه دهید!

روز ۲۲ شهریور ۶۶ نزدیکیهای ظهر بود. بچهها سفره را چیده بودند. داشتند پای سفره مینشستند که در سلول بازشد و انوشیروان را صدا کردند. به یک باره قلب ها فروریخت. لبخندها بر لبها خشکید. معلوم بود که وقتش رسیده است. حتی مجال ندادند نهارش را بخورد. انوشیروان برخاسته بود. ابتدا سکوتی تلخ، سپس قطرات اشکی که پهنه صورتها را پوشاند. انوشیروان را برای تیرباران میبردند. چشمها به دهانش دوخته شده بود. باید چیزی میگفت. و او به کوتاهی سخن گفت: «رفقا، ما رفتیم، شما راه ما را ادامه دهید. من با سربلندی و غرور و باعشق به حزبم راه مرگ را میروم. من تا آخرین لحظه از آرمانم و حزبم دفاع میکنم.»
خبر تیرباران رفیق انوشیروان ابراهیمی همه رفقا و دوستان قدیمیاش را در ماتمی سنگین فروبرد. دوستی پاک و بی غش و انسانی دوست داشتنی را از دست دادیم. «انوش» یک فرزند شایسته و پر افتخار برای مردم ایران و به ویژه خلق آذربایجان بود. در میان هم رزمان نزدیکش او تنها کسی بود که در یک خانواده مبارز و انقلابی زحمتکش پرورش یافته بود. وقتی او از دوران کودکی خود، به هنگام تبعید پدرش همراه با خانواده به نهاوند، برایمان سخن میگفت ما بر او رشک میبردیم. فریدون و ایران و انوشیروان در دامان پدر و مادری آگاه و زحمتکش پرورش یافته بودند. «انوش» هنوز نوجوانی بود که یکی ازکادرهای نهضت در آذربایجان شد و در هجده سالگی مجبور به مهاجرت گردید، در حالیکه برادر بزرگتر خود فریدون را برای همیشه از دست داده بود. «انوش» از آن پس حتی یک لحظه نیز از مبارزه به خاطر خوشبختی مردم ایران و خلق آذربایجان …
اول خرداد سالروز شهادت فریدون ابراهیمی
عمر عقاب
فیلمی در رابطه با زندگی قهرمان ملی فریدون ابراهیمی
یک سندِ مهمّ ِتاریخی
متن بیانیۀ اوّلِ ماهِ مه ۱۹۳۶ م (۱۳۱۵ ش) به قلم دکتر تقی اِرانی

متنِ زیرین، متنِ بیانیهای است که به مناسبت اوّلِ ماهِ مه ۱۹۳۶ م(۱۳۱۵ ش) در تهران نشر یافت و بهوسیلۀ دکتر تقی اِرانی، رهبرِ شهید زحمتکشانِ ایران [در ایّامِ زندان] نوشته شده و از همین جهت نیز دارای ارزش تاریخی بزرگی است. این بیانیه [ضمن پیشبینیِ داهیانۀ آغاز جنگ دومِ جهانی] یکی از اسناد مورد اتکاءِ پلیس مختاری و دادگستری رضاشاهی علیه دکتر ارانی و "گروه ۵۳ نفر" بوده است. بیانیه متضمّنِ تحلیل از وضعِ جهان و ایران در دورانِ رضاشاه و در شرایطِ نگارش این سند است.
اشاره: واژۀ "عملهها" که اِرانی در مقدمه بیانیه به جای "کارگران" بهکار بُرده، به علت منع قانونی مبتنی بر اصرار شخص رضاشاه پهلوی برای استفاده از این عنوان تحقیرآمیز بوده است و یکی از اولین و درخشانترین صفحات مبارزات موفق حزب توده ایران از بدو تاسیس، جا انداختن واژه "کارگر" به جای عمله در جامعه و فرهنگ و ادبیات و مطبوعات و قوانین ضدکارگری حاکم بوده است. از آنجا که این بیانیه از درون زندان نوشته شده، باید شرایط زمانی و مکانی دکتر ارانی و علت استفاده از این واژه رایج در آن زمان را درنظر داشت. در کتاب حماسه ۲۳ تیر (بخشی از مبارزات کارگران نفت خوزستان)، اثر ارزشمند زندهیاد فرجالله میزانی (جوانشیر) در این باره آمده است:
"طبقه کارگر پیکارجوی ایران باید گذشته خود را به درستی بشناسد و بداند که گذشتهای دردناک و در عین حال افتخارآمیز دارد. هر لقمۀ نانی که امروز از گلوی فرزند کارگر پایین میرود و هر کلمهای که او در دبستان می آموزد، حاصلِ سال ها نبردِ خونین و تلاشی پر درد وُ رنج است. در گذشته های نه چندان دور در کشور ما، به کار برد…
75 سال از واقعه شوم کتابسوزان 26 آذر 1325"می گذرد. روزی که رژیم پهلوی و حامیان خارجی اش اوج ضدیت خود را با سنن و فرهنگ آذربایجان نشان دادند. جشن کتابسوزان چند روز پس از سرکوب خونین دولت ملی آذربایجان در تمام شهرها و روستاهای آذربایجان صورت گرفت. تمام کتاب های درسی و دیگر آثاری که حکومت ملی آذربایجان به زبان ترکی آذری به چاپ رسانده بود، به آتش کشیده شد. خلق آذربایجان این فاجعه را هرگز فراموش نخواهد کرد.

در شهر تبريز، كتابسوزي در چندين نقطه از جمله میدان ساعت و ميدان شهرداري تبريز؛ دانشسراي اين شهر و در بسياري از مدارس انجام شد. به گفته شاهدان عيني که برخي از آنها اکنون نيز در قید حیات اند كودكان و دانش آموزان دبستاني را به صف كرده و آنها را مجبور مي کردند تا جهت کسب اجازه براي ادامه تحصيل، با تشکیل صفهای متعدد منتهی به تلهاي آتش، کتابهاي درسي دریافتی خود از مدارس را که به زبان تركي بودند و مخصوصا كتاب درسي "آناديلي" (زبان مادري) را "زنده باد شاه" گويان و با دست خود در آتش اندازند. بسیاری از کودکان به دلیل امتناع از به آتش انداختن كتب درسي خود به شدت مضروب گرديدند و یا آتش در کف دستانشان گذاشته شد.
اين كتابسوزي در آنچنان مقياس وسيعي انجام گرفت كه ستونهای غلیظ دود ناشی از سوزانيدن كتب و مكتوبات تركي برای ساعتها از همه جای اين شهر بزرگ قابل رویت بود. در همان روز در میدان دانشسرای تبریز تعدادي از جوانان ترك به دار آویخته و بنا بر برخي از ادعاها چند معلم زنده زنده در آتش افكنده شدند. در شهرهاي تبریز، اورمو، زنجان و اردبیل و ... منازل بسياري از روشنفکران و مبارزان به دلیل مخالفت با تحویل کتابهای ترکی همراه با اعضای خانواده هایشان به آتش کشیده …
دکتر محمد حسین یحیایی
فرقه دمکرات آذربایجان ( پروژه آزادی نا تمام ) بخش بیستم

دهه 40 خورشیدی بعد از یک دوره رکود اقتصادی که بیشتر حاصل کودتای 28 مرداد و مداخله نیرو های نظامی در امور اقتصادی و سیاسی بود، با تنش های شدید اجتماعی آغاز شد، برای برون رفت از بحران اصلاحات اقتصادی و اجتماعی اجتناب ناپذیر بود، با اجرای اصلاحات ساختار اجتماعی و اقتصادی به سرعت تغییر کرد که نشانگر آمادگی جامعه برای تغییر و تحول اجتماعی بود، با اجرای اصلاحات ارضی که در چندین مرحله انجام گرفت، تعداد کثیری نیروی کار از مناطق روستایی آزاد و به سوی شهر های بزرگ روانه شدند، جمعیت شهر ها به سرعت آفزایش یافت ولی زیر ساخت های آنها ظرفیت جذب همه مهاجرین تازه وارد را در خود نداشت، در نتیجه در حاشیه شهر ها، آلونک هایی با مقوا و حلبی ساخته شد که به حلبی آباد ها مشهور شدند، بیشترین مهاجرین ترک زبان در منطقی مانند یافت آباد، ترک آباد، نازی آباد، مفت آباد، یاخشی آباد، جوادیه، راه آهن و... ساکن شدند، این سیل مهاجرین اغلب از خدمات رفاهی، بهداشتی، آموزشی و ... محروم بودند.
در این دهه تعدادی از مالکین بزرگ که پول زمین های خود را از بانک کشاورزی دریافت کرده بودند بسوی شهر ها روانه شدند تا در حوزه صنایع مصرفی که هر روز بازار آن گسترده تر می شد شرکت کنند و سود خود را افزایش دهند، آنان دریافتند که جامعه و ساختار کهن اقتصادی در حال دگرگونی است و باید در ساختار نوین شرکت کنند و از این بازار رو به گسترش سود بیشتر حاصل نمایند، بنابرین پایه های فئودالیسم، بزرگ مالکی و نظام ارباب رعیتی که از مدت ها پیش به لرزش افتاده بود با دست حاکمیت سیاسی رو به ویرانی بود، برخی از بزرگ مالکان به یاری روحانیت دل بسته بودند و در مقابل…
به یاد ستارخان مظهر شجاعت و مردانگی
خاک میخوریم اما خاک نمیدهیم

برخي روزها در تقويم هستند كه مي توانند ياد دلاورمردان رشيد ميهن را در ذهن ها زنده كنند. وفات شهادت گونه ستارخان يكي از اين موارد است. مبارزات ستارخان در محاصره تبريز و دفاع دلاورانه او در مقابل مخالفان مشروطه ، مقاومت و مبارزه بي نظير او در ارك تبريز ، پايين كشيدن پرچم هاي برافراشته تسليم خائنان در برابر روسها در اين شهر و نيز زخمي و كشته شدن ناجوانمردانه او.
نام ستارخان با انقلاب مشروطه ايران و همچنين با واژه هاي جوانمردي و آزادگي قرين شده است. اين سردار دلاور در پيروزي انقلاب مشروطه، به تنهايي يك عامل اساسي و تعيين كننده بود و از ديد استبداد، بزرگترين خطر محسوب مي شد، تا جايي كه استبداد محمد علي شاهي توانست تمام انجمني ها و مبارزين زمان را به شكست يا انزوا بكشاند و تنها در مقابل ستارخان و ياران معدود او بود كه با تمام قوا و سپاه ويرانگرش به زانو درآمد و اين حماسه شايد در تاريخ بشري كم نظير باشد.
به راستي ستارخان حائز چه صفات و خصوصياتي بود كه توانست به اين مهم نايل آمده و به عنوان يكي از بزرگترين و محبوب ترين قهرمانان تاريخ چند قرن اخير ايران مطرح شده و به يك شخصيت جهاني مبدل شود؟
در اين فرصت سعي بر اين است كه در مورد صفات و فضائل اخلاقي ستارخان، سردار ملي از ديدگاه مورخان و نويسندگان، مطالبي هرچند گذرا مطرح گردد تا از خلال آن با برخي از سجاياي اخلاقي اين اسطوره تاريخي ايران آشنايي اجمالي به دست آيد.
در مورد فضائل اخلاقي و صفات ستارخان نوشته هاي اسماعيل اميرخيزي؛ كه از ياران نزديك سردار بوده، قابل توجه است. او در ذكر «صفات پسنديده و خصال ستوده ستارخان» به موارد زير اشاره مي كند:«شجاعت و ر…
به یاد صفر قهرمانی، اسطوره مقاومت خلق آذربایجان
"خواست من آزادی تمام احزاب است و آزادی تمام زندانيان سياسي".

صفرقهرمانيان (صفرخان) مظهر مقاومت مردم آذربایجان عليه ستم وبيداد، فاتح بیدادگاه های رژیم پهلوی، انسانی شریف و بی آلایش، مردی که از میان مردم برخاست، ظلم و جورحکومت و فئودال ها را با گوشت و پوست و استخوان خود لمس کرد. یک تنه بر علیه ظلم قیام کرد ودر مسیر راه خود به دریای خروشان مبارزات مردم پیوست.
به همین جرم مورد کینه و نفرت رژیم استبدادی شاه قرار گرفت. پس از مدتی تعقیب و گریز در 18 اسفند 1327 در شهر ارومیه دستگیر و زندانی شد. در آستانه انقلاب شکوهمند بهمن 1357 پس از سی سال زندان روی دوش مردم از زندان آزاد شد. او که به خاطر مقاومت و ایستادگی بر سر آرمانهای خود از طرف زندانیان سیاسی" صفرخان "نامیده می شد. و از طرف مردم ایران و آزادیخواهان جهان مورد احترام خاصی برخوردار بود، هیچگاه به خود و مبارزاتش نبالید و به خبرنگارانی که از او پرسیده بودند چه حسی دارد که پس از سی سال زندان آزاد شده است، میگوید: "... براي من درك كلام زيبای آزادی هنوز امكان پذير نيست. بعد از٣٠ سال، اين آزادی غير مترقبه است. من مديون مردم هستم... من اين آزادی را كه به كوشش مردم به دست آمده، گرامي ميدارم". "... ازمن ميپرسيد چه آرزويی دارم؟ من به صراحت ميگويم خواست من آزادی تمام احزاب است و آزادی تمام زندانيان سياسي".
صفر قهرمانی صفرخان در سال ١٣٠٠ شمسي در روستاي شيشوان عجب شير ، كه سبز و خرم در كنار درياچه اروميه و در دامن رودخانه پر آب قالا چای آرميده است، به دنيا آمد. نام مادرش ،گوهر تاج وپدرش محمد حسين بود. به علت فقدان مدرسه در محل زندگي بالاجبار مدت ٧سال پيش ميرزاها و ملا های ده …
تاثیر سیاسی انقلاب اکتبر در ایران

از آغاز جنبش مشروطهخواهی در ایران، اندیشههای انقلابیان روس بر ایرانیان تاثیرگذار بود. بعدها در نتیجهی انقلاب اکتبر در روسیه، سه جنبش انقلابی در مناطق شمالی ایران شکل گرفت که به درجات مختلف از این انقلاب متاثر بودند.
برای پرداختن به تاثیر انقلاب اکتبر روسیه در ایجاد جنبشهای انقلابی در ایران، نخست باید از نظر تاریخی کمی به عقب بازگشت و به تاثیر افکار و اندیشههای انقلابیان روس بر ایرانیان در دورهی انقلاب مشروطه در ایران ۱۲۸۵ ـ ۱۲۹۰(۱۹۰۶ ـ ۱۹۱۱) نگاهی افکند.
انقلاب سال ۱۹۰۵ در روسیه که انقلابی لیبرال ـ دموکراتیک بود، ایران را نیز تکان داد. این انقلاب که ترکشهای آن تا سال ۱۹۰۷ در روسیه ادامه داشت و مبارزه با استبداد تزاری و تلاش برای اصلاحات اقتصادی و گسترش مناسبات دموکراتیک را هدف خود قرار داده بود، در خود روسیه به نتایج چندان ملموسی نرسید و دستاوردهای آن پس از مدتی توسط تزاریسم بازپس گرفته شد؛ اما بر روی کشور همسایه ایران تاثیری انکارناپذیر داشت. میتوان گفت که انقلاب سال ۱۹۰۵ در روسیه تکانهی نیرومندی در ایران ایجاد کرد و بر حوادث انقلاب مشروطه تاثیر گذاشت.
انقلابیان قفقاز و جنبش مشروطه
در زمان انقلاب ۱۹۰۵ روسیه، حدود ۱۰۰ هزار کارگر فصلی یا مهاجر ایرانی در میدانهای نفتی باکو، در جادهکشیهای آسیای میانه یا در بنادر دریای خزر کار میکردند. از آن میان ۷ هزار تن فقط در شهر باکو میزیستند. اینان از همان زمان به تدریج با افکار و ایدههای انقلابیان روس آشنا شدند و در انتقال این افکار و ایدهها به ایران نقش داشتند. از همان ایام پیوندهایی میان انقلابیان دو کشور برقرار شد.
در سال ۱۹۰۴ در باکو «سازمان همت» تشکیل شد که در وا…
دکتر محمد حسین یحیایی
فرقه دمکرات آذربایجان ( پروژه آزادی ناتمام ) بخش نوزدهم

رشد اقتصادی کشور در دهه 40 خورشیدی که با درآمد های روز افزون نفت همراه بود تغییرات مهمی در ساختار اجتماعی بوجود آورد، شهر نشینی افزایش یافت، مشارکت استان های دوردست در اقتصاد و گسترش بازار، میزان تولید ناخالص داخلی را بالا برد، توده های جوان در پی جویای کار در کارخانه ها و موسسات تازه تاسیس به سوی شهر های بزرگ بویژه تهران سرازیر شدند که بخش مهمی از آنان در حاشیه شهر ها با امکانات رفاهی اندک ساکن شدند، دیوانسالاری، بوروکراسی، هزینه های نظامی همراه با تاسیس پادگان های جدید در استان های پیرامونی و تشکیلات امنیتی گسترش و افزایش یافت، برخی از اصناف و مشاغل با درآمد های رو به افزایش به طبقه متوسط اجتماعی و اقتصادی پیوستند، در نتیجه طبقه جدید شهری و متوسط متورم شد، ولی هم زمان رشد ناموزون اقتصادی در مناطق گوناگون کشور فاصله طبقاتی بین مردم و مناطق را به شدت افزایش داد تا جائیکه جوانان ( دانشگاهی و شهری ) با الهام از رخداد های جهانی و شرایط درونی کشور به سازماندهی خود پرداختند تا مخالفت خود را با اینگونه رشد ناموزون اقتصادی و بی عدالتی نشان دهند، هرچند نوع سازماندهی و خواسته های جوانان و طبقه متوسط شهری یکسان نبود، برخی با گرایش های مذهبی و دینی، نگران از تهاجم فرهنگ غرب و گسترش شیوه زندگی اروپایی و غربی در کشور بودند و از رنج و عذاب مردم به بهانه بی عدالتی اجتماعی و اقتصادی استفاده ابزاری می کردند تا باور های مذهبی خود را جایگزین کنند، برخی دیگر از ناهماهنگی زیربنا و رو بنا و دیکتاتوری و خفقان گله داشتند که بیشتر خواهان دمکراسی و آزادی در کشور بودند و گروه های دیگری از جوانان با گرایش های چپ و ما…
